أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

15

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

بعمر بن خطاب خليفهء دوم مىرسيده است چنان كه پس ازين خواهد آمد . ترديدى نيست كه وى تا سال 791 زنده بوده زيرا كه در كتاب شد الازار اين تاريخ را آورده است . از كتاب شد الازار او نسخه‌اى در كتابخانهء مجلس شوراى ملى ايران هست و نيز نسخه‌اى در موزهء بريطانيا در لندن هست كه استاد علامه آقاى محمد قزوينى عكس برداشته و بتهران فرستاده و اينك در كتابخانهء ملى موجودست و نسخه‌اى مرحوم محمد على تربيت داشته و گويا نسخهء ديگرى در شيراز آقاى شعاع شاعر معروف دارد . از ترجمهء فارسى كه پسرش عيسى از آن كرده است نسخه‌اى در كتابخانهء مدرسهء سپهسالار در تهران هست و نيز ظاهرا نسخه‌اى هم آقاى شعاع دارد . نيز مسلمست كه وى مردى صوفى مشرب بوده است چنان كه از اشعار او هم اين معنى به خوبى برمىآيد و از كتاب شد الازار هم پيداست و چون در نسبت او كلمهء واعظ را هم افزوده‌اند پيداست كه بموعظه مشغول بوده است ، چنان كه در جاى خود اشاره رفت خود در غزلى مىگويد : دو منصبند كه با يك‌دگر نيايد راست * مقام عاشقى و وعظ پيشگاه عتيق از اينجا معلوم مىشود كه واعظ جامع عتيق شيراز بوده است كه اينك به مسجد جامع عتيق معروفست و نه‌تنها از قديم‌ترين و گرامىترين ساختمانهاى شيرازست بلكه از مهم‌ترين بناهاى تاريخى ايران بشمار مىرود و در كتاب شد الازار هم چندجا بمواعظ خود اشاره كرده و همهء خاندان وى نيز در شيراز واعظ بوده‌اند . خود در غزلى كه سروده چنين گويد : چند در فصل بهاران در كنار زنده رود * نغمهء ناى عراقى بافى و آواز رود از اينجا پيداست كه سفرى باصفهان و بكنار زاينده رود كرده است . در كتاب شد الازار اطلاعاتى هم دربارهء خود و خاندان خويش مىدهد كه بدين گونه است : در خطبهء كتاب نام او چنين آمده : « الشيخ الامام صاحب العلم